به تارنمای موسسه مطالعات ملی خوش آمدید

ماهنامه شماره 52نامه هویت (تیر1399) منتشر گردید

 

سخن را با یاد و نام خداوند مقتدر و بخشنده آغاز می‌کنیم. در ابتدا، ولادت حضرت معصومه(س) و امام رضا(ع) را به دوستداران اهل بیت علیهم‌السلام تبریک و تهنیت و شهادت امام محمد تقی(ع) «جوادالائمه» را تسلیت عرض می‌کنیم. امیدواریم در دهه کرامت به پیروی از خاندان اهل بیت علیهم‌السلام در شرایطی که کشور درگیر بیماری همه‌گیر و مسائل اقتصادی است بیشتر به فکر یکدیگر باشیم و به یاری مستمندان بشتابیم.
ماهنامه تیرماه شامل 9 مطلب راهبردی در مورد مسایل روز کشور است. در نخستین مطلب با عنوان «پیشران‌های گفتمان انقلاب اسلامی در گام دوم حیات خود» آمده است که انقلاب اسلامی ایران به‌عنوان بزرگترین و مردمی‌ترین انقلاب عصر جدید یک چلّه‌ی پرافتخار را بدون خیانت به آرمان‌هایش پشت سر نهاده و از کرامت خود و اصالت شعارهایش صیانت کرده است. بعد از گذشت این چهل سال پرفرازونشیب، انقلاب وارد دوّمین مرحله‌ و گام خودسازی و جامعه‌پردازی و تمدّن‌سازی شده ‌است. انقلاب اسلامی در گام دوم باید با استفاده از تجربیات گام اول خود به‌سوی تحقق آرمان «ایجاد تمدّن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی» گام بردارد. این فرآیند، به تعبیر رهبر معظم انقلاب، یک «فرآیند بزرگ و جهانیِ چهل سال دوّم» است که برای نیل به اهداف عالیه نیازمند پیشران‌هایی است. با توجه به این‌که پیشران‌ها عبارت‌اند از «عوامل تأثیرگذار بر روندها و رویدادها و اقدام‌ها و تصاویر که ممکن است آینده‌های متمایزی پدید آورند»، پیشران‌های گفتمان انقلاب اسلامی از جنس‌های مختلف هستند. به طور نمونه از یک‌سو پیشرفت کشور در حوزه‌های علمی و اقتصادی می‌تواند منجر به استقرار گفتمان انقلاب در عرصه جهانی گردد و از سوی دیگر ارتقاء وضعیت عدالت در کشور به تثبیت و تقویت گفتمان انقلاب اسلامی در کشور منجر خواهد شد. در این نوشتار تلاش شده است با تمرکز بر بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، پیشران‌های گفتمان انقلاب برای تقویت و پیشرفت گفتمان در گام دوم حیات آن شناسایی و تحلیل گردد.
از دیگر سو، بحران‌ها پیشامدهای ناگهانی و آنی و پیش‌بینی‌ناپذیر و گاه پیش‌رونده‌ای هستند که اگر مهار نگردند پایه‌های ماندگاری و پایداری کشورها را خواهند لرزاند. پیامد هراس‌انگیز و بیمناک این پیشامد مهار و گذار از آن را بایسته می‌سازد. بی‌گمان، کشورها بسته به ویژگی‌های تاریخی و اجتماعی و سیاسی خود راهکارهای گوناگونی برای مهار بحران‌ها برمی‌گزینند و می‌کوشند از همه‌ توانمندی‌های خود در این راه بهره گیرند. یکی از این توانمندی‌ها توانمندی‌های نهفته در هویت ملی کشورهاست. هویت ملی کشورها از سازه‌های چندی چون تاریخ، فرهنگ، سرزمین، اجتماع، سیاست ساخته می‌شود. توانمندی‌ها و کاستی‌های این سازه‌ها توانمندی‌ها و کاستی‌های هویت ملی خواهد بود و توانمندی‌ها و کاستی‌های هویتِ ملی توانمندی‌ها و کاستی‌های کشورها را به هنگام رویارویی با بحران‌ها روشن می‌سازد. بر این پایه، نوشتار «توانمندی‌های هویت ملی ایرانیان برای گذار از بحران‌ها و پیشنهاد برخی راهکارها»، در آغاز، به بررسی توانمندی‌های هویت ملی ایرانیان در پنج سازه‌ تاریخ، فرهنگ، سرزمین، اجتماع، سیاست بهر گذار از بحران‌ها و سپس به پیشنهاد چند راهکار نیز می‌پردازد.
در نوشتار «فراکسیون‌های محلی و منطقه‌ای مجلس یازدهم و سیاست‌های کلی کشور در این ‌باره» نیز آمده است که مجلس یازدهم در حالی کار خود را آغاز کرد که طبق سنت معمول سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی به‌عنوان توصیه‌ها و سرلوحه برنامه‌ها طی پیامی به ایشان ابلاغ شد. آنچه در این پیام از منظر وحدت و هویت ملی حائز اهمیت است، توجه دیگر باره مقام معظم رهبری به رفتارهای قومی و پوپولیستی‌ای بود که ممکن است از سوی برخی نمایندگان به نمایش گذاشته شود. براین اساس، باید همواره نگران فعالیت دسته‌بندی‌های قومی در مجلس بود و از رشد و پیدایش آنها استقبال نکرد؛ زیرا اولاً تجربه‌های بسیاری تلخی در عرصه جهانی پیرامون این مسأله شکل گرفته است و ثانیاً برای کشوری مانند ایران، که وحدت ملی برای آن از نظر سیاسی و پرستیژ بین‌المللی اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد، شکل‌گیری فراکسیون‌هایی از این ‌دست مانند سم مهلک است.
هرچند سه‌ماهه‌ی نخست سال 1399 اپیدمی در امریکا و ایران بسیاری از مسائل را متأثر ساخته بود؛ اما از تنش میان دو کشور کاسته نشد و به‌ویژه در اواخر فروردین برخی رویارویی دو کشور را بسیار محتمل می‌دانستند. در این مدت به دلیل درگیری کشور با ویروس کرونا اقدامات امریکا نیز در راستای بهره‌برداری از فرصت ایجاد شده قرار گرفت. از این‌رو دیپلماسی عمومی به‌منظور در اختیار گرفتن و متأثر ساختن عموم مردم در راستای القای ناکارآمدی دولت جمهوری اسلامی و ارائه‌ی چهره‌ای غیرمردمی از مقامات جمهوری اسلامی و ایجاد پرونده‌های حقوق بشری و دامن زدن به مسائل داخلی ازجمله اختلافات قومی و فرقه‌ای با استفاده از آمار فوتی‌ها و ابتلا در مناطق قومی را در دستور کار خود قرار دادند. ایالات‌متحده با استفاده از ابزارهای خود، به‌ویژه شبکه‌های فارسی‌زبان و سایر شبکه‌های اجتماعی، فرصت ایجاد شده را به‌منظور ایجاد ناآرامی‌های مدنی مغتنم شمرده تا ایران را بیش‌ازپیش متقاعد به تغییر رفتار و عمل مطابق عرف تعریف ‌شده‌ی ایالات‌متحده گرداند. از این‌روی نوشتار «بررسی گفتمان ضدهویتی امریکا علیه ایران در سه‌ماهه‌ی نخست 1399»، به مهم‌ترین اقدامات امریکا در سه ماه‌ی نخست سال 1399 در قبال ایران پرداخته است.
در شماره‌های قبلی «نامه هویت» تلاش شد تا ضمن بیان علل پدیدآیی جنبش‌های نوپدید دینی در ایران و جهان، به برخی شاخص‌های طبقه‌بندی و سنخ‌شناختی این جنبش‌ها و فرقه‌ها در بوم ایرانی اشاره گردد. از این شماره به بعد، مشخصاً بر سازوکارهای اجرایی، اصول عقیدتی و نحوه فعالیت برخی از مهم‌ترین فرقه‌ها و جنبش‌ها در کشور می‌پردازیم، فرقه‌هایی که در قالب یک یا چند مورد از سنخ‌های پیش‌تر مطرح‌ شده گنجیده و به هر ترتیب طرفدارانی در میان ایرانیان دست‌وپا کرده‌اند. بدین منظور در این شماره و ضمن کاربست معیار جغرافیایی در ورود فرقه‌ها به ایران، در مطلب «بازگشت امر دینی در لباس فرقه‌ها و جنبش‌های نوپدید دینی(6)» به معرفی و تحلیل اقدامات یکی از فرقه‌های نوظهور شرقی (سای بابا) پرداخته می‌شود، فرقه‌ای که از ماهیت شرقی برخوردار بوده و طرفدارانی در کشور پیدا کرده است.
افغانستان سال‌های اخیر را با تنش‌های فزاینده در عرصه سیاست داخلی گذرانده است. کابل مشکلاتی چون فساد ساختاری، ضعف سیستم امنیت داخلی، گسترش گروه‌های تروریستی و حملات شبه‌نظامیان طالبان و داعشی را در حالی پشت سر می‌گذارد که به تازگی مذاکرات صلح طالبان و دولت امریکا به پایان رسیده و واشنگتن قصد دارد نیروهای خود را در افغانستان به‌سرعت کاهش دهد. اعلام آتش‌بس موقت از سوی طالبان در روزهای عید فطر، که با استقبال دولت مواجه شد، سبب گشت تلفات در این سه روز دست‌کم هشتاد درصد نسبت به دیگر روزهای عادی افغانستان کاهش یابد. این آتش‌بس تا کجا دوام خواهد داشت و تا چه اندازه می‌تواند به یک صلح پایدار بینجامد. در نوشتار «وضعیت امنیت در افغانستان پس از مذاکرات صلح و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ایران»، به بحث پیرامون وضعیت صلح در افغانستان بعد از توافق صلح طالبان با امریکا و امکان‌های پیش روی کابل پرداخته می‌شود.
آنچه در بسیاری از تحلیل‌ها درخصوص کرونا و جهان پس از کرونا طرح شده است تأکید بر تضعیف جهانی‌شدن و قدرت‌گیری ناسیونالیست‌هاست. با همه‌گیری کرونا واقعیت مرزهای ملی یک‌بار دیگر خود را نشان داد و اثبات شد که مفهوم سخت مرز تا اندازه‌ای می‌تواند انسان‌ها را در برابر تهدیدهای کلان ایمن سازد. زنجیره‌ای از عوامل و ایدئولوژی‌های تقویت‌کننده‌ی این پیش‌بینی وجود دارند که مفهوم مرزهای باز، گمرکات آزاد، مهاجرت و وابستگی اقتصادی یا سیستم درمانی مفاهیمی هستند که زمینه را برای اشاعه ویروس‌ها آماده می‌کنند. در مقابل، زنجیره‌ای از مفاهیم مانند خوداتکائی، مرزهای سخت یا نیمه‌بسته، ملی‌گرایی، بقای اصلح و... زمینه را برای مقابله با تهدید آماده می‌سازند. بدیهی است در جهانی که مردم در ترس از تهدیدات بزرگ هستند، که منشأ آنها حتی ممکن است هوا نیز باشد، نیازمند زنجیره مفاهیمی خواهند بود که بقای آنها را تضمین کند. براین اساس، نوشتار «کرونا و ناسیونالیسم؛ تأثیر کرونا بر سیاست‌های ملی» به این موضوع و ابعاد آن می پردازد.
جنگ در یمن پیچیدگی‌های گسترده‌ای دارد. حمایت‌های ائتلاف عربی از دولت صالح و مقابله همه‌جانبه آنها با نیروهای حوثی در جنوب این کشور، که به‌ویژه بعد از بهار عربی و به‌طور مشخص از سال 1393 شروع شد، منجر به نبردی خشونت‌بار در یمن شده که یادآور جنگ داخلی یمن در دهه 90 میلادی است. زمینه‌های متعدد این جنگ از جمله منازعات منطقه‌ای و بین‌المللی، که بقایایش از دوران جنگ سرد مانده، به همراه تبعیض‌ها و اختلافات میان شمال و جنوب یمن این جنگ را طولانی‌تر ساخته است. این روزها بحث پیرامون آتش‌بس عربستان با حوثی‌ها در بحبوحه شیوع جهانی بیماری کرونا، مسأله یمن را بار دیگر در مرکز توجه‌ها قرار داده است. بر این اساس حتی پایان منازعه میان عربستان و حوثی‌ها، به معنای پایان منازعه داخلی در این کشور فقیر و ضعیف عربی نخواهد بود و القاعده شبه‌جزیره به‌مثابه یک گروه تروریستی می‌تواند همچنان نقش نیابتی را برای دولت‌های مخالف حوثی‌ها بازی کند. در همین زمینه و با توجه به اهمیت القاعده یمن، متن یکی از گزارش‌های منتشر شده در مؤسسه واشنگتن با عنوان «آینده القاعده شبه‌جزیره عربستان» در ماهنامه تیرماه ترجمه شده است.
یکی از مسائل مهم طی چند سال اخیر در ایران، نشر برخی رمان‌ها و آثاری است که بیش از هر چیز جنبه‌ی احساسی و انگیزشی دارند. در موارد بسیاری می‌توانیم شاهد نشر آثاری باشیم که حتی تبلیغ و انتشار آنها چندان اثر مطلوبی بر نگاه جامعه به مسائلی همچون هویت و وحدت ندارند. به این معنا که نشر برخی آثار با ژانرهای مختلف احساسی، رئالیسم و...، گرچه ممکن است در ظاهر چنین نماید که رمان یا اثری احساسی و شخصی است؛ اما با واکاوی واژگان و تعابیر آن، سویه‌ی دیگر مسأله، یعنی ترویج هویت‌طلبی قومی یا حتی جهت دادن به ذهن مخاطب و ایجاد انگیزش‌های واگرایانه‌ی احساسی را به ذهن متبادر سازد. شوربختانه، نشر چنین آثاری در ایران طی چند سال اخیر مشاهده شده است و چندان نگاه یا نظارت نقادانه‌ای نیز به چشم نمی‌خورد. شاید بی‌تفاوتی نسبت به چنین آثاری، دلیلی بر بی‌توجهی یا کم‌اهمیت جلوه دادن مسائل کلان هویتی در جامعه باشد. در همین رابطه، آخرین نوشتار ماهنامه تیرماه با عنوان «تأملی پیرامون رُمان «هیچ دوستی به‌جز کوهستان»» بر آن است تا به نقد و بررسی رمان هیچ دوستی به‌جز کوهستان بپردازد. رمانی که از سوی یک ایرانی مهاجر نوشته‌ شده هرچند نویسنده‌ی رمان می‌کوشد خود را از ایران منفک سازد. با تأمل در چنین رمانی می‌توان درباره‌ی انگیزه‌ی نویسنده و مسائلی که در متن و محتوای اثر نهفته است، آگاهی یافت؛ هم‌چنین می‌توانیم دریابیم که دلیل شهرت این رمان، فنون ادبی رمان بوده است یا تبلیغات رسانه‌ای پیرامون آن؟